قضاوت عجولانه نکنید
معلم عصبی دفتر را روی میز کوبید و داد زد: سارا...دخترک خودش را جمع وجور کرد، سرش را پایین انداخت و خودش را تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت:
بله خانم؟
معلم که از عصبانیت شقیقه هایش می زد، تو چشمهای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد:
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط خلیل عبداللهی در پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389 و ساعت
0:7 |
